تحقيق آداب و رسوم، لهجه ها، شيوه ها و قواعد اجتماعي و فرهنگي شهر گرگان

تحقيق آداب و رسوم، لهجه ها، شيوه ها و قواعد اجتماعي و فرهنگي شهر گرگان

چكيده:

شرح زندگاني و تاريخچه هر ملت و قومي براي آيندگان آن ملت و قوم فوايدي در بردارد كه مهمتر از همه پند گرفتن از تاريخ گذشتگان است. گذشته‌ي مردم هر ناحيه و سرگذشت تلخ و شيرين زندگاني رجال برجسته و نامي آنان كه توانسته اند خدماتي به اجتماع خود بكنند، براي تشويق و ترغيب جوانان و نسل ‌آينده‌ي مردم آن ناحيه اهميتي به سزا دارد. جهت نگارش قسمت زبان و واژه‌هاي مصطلح به افراد زيادي مراجعه كردم تا توانستم اين قسمت را تكميل نمايم. در اين تحقيق از آداب و رسوم، مراسم، شيوه‌ها و قواعد اجتماعي خاص شهر گرگان سخن گفته شده.

كلمات كليدي: گرگان، استرآباد، مدرسه عماديه، قريب.

مقدمه

گرگان به اطلاق عام شامل سرزميني است بين خراسان و طبرستان و به اطلاق خاص شهري قديمي است كه ويرانه‌هايش در 3 كيلومتري گنبدقابوس كنوني ديده مي‌شود. اين شهر در عهد مغول قتل عام شد و در لشكركشيهاي تيمور يكسره ويران گرديد.

استرآباد « گرگان فعلي» يكي از شهرهاي مهم سرزمين گرگان و گويا در زمان هخامنشيان كرسي آن بوده است. پس از قتل عام و ويراني شهر گرگان به دست مغول و تيمور اين شهر رونق بيشتري گرفت و اين خطه را استرآباد ناميده‌اند.

گرگان در «اوستا» به صورت «وهركانه» و در كتيبه‌ي داريوش كبير در بيستون «ورگانه» و دركتب پهلوي «وركان» و «گورگان» ضبط شده است و يونانيان آن را «هيركاني» مي‌گفته‌اند. معرب آن «جرجان» است. جغرافي نويسان قديم سرزمين گرگان را شهري به نام «زادراكرت» نام برده‌اند كه جمعي از محققان آن را استرآباد تطبيق كرده‌اند.

استرآباد در بعضي از متون فارسي به صورتهاي «استرآباد» ، «استرباد» « «ستارآباد»  و «استاروا» آمده است. (1) مردم گرگان پيش از حمله اعراب به ايران گبر بودند، يعني پيرو ‌آيين زرتشت و نام گرگان را «گبرمكان» يعني محل گبرها مي‌گفتند كه به تدريج اين نام

شيوه‌ها و قواعد اجتماعي، فرهنگي

در گرگان و نواحي مجاور آن از قديم مردماني علاقه‌مند به فرهنگ و دانش و ادب زندگاني مي‌كردند و از اين‌رو است كه ميرزاهاي گرگان و تفرش در ايران مشهور و معروفند و در گذشته و امروز نيز در بسياري از مؤسسات دولتي و غيردولتي عده‌ي قابل ملاحظه‌اي از گرگانيها مشغول به كار بوده و مي‌باشند.

 

مكتب

از زمانهاي بسيار قديم براي باسواد شدن پسران و دختران در گرگان مكتبهايي دائر بوده است، در حدود 100 سال پيش در گرگان مكتبها به قرار زير بودند:

مكتب ميرزا كريم و مكتب ميرزا شورش از قديمي‌ترين مكتبهاي گرگان بوده است. ميرزا شورش طبع شعري داشته است.

مكتبهاي ديگر عبارت بودند از مكتب ميرزا احمد، برادر ميرزا ربيع خان، نامبرده از پا فلج بود و خطي بسيار خوب داشت. در تذهيب كاري و صحافي و شيرازه

دبستان و دبيرستان

در سال 1306 شمسي دبستان دولتي و در سال 1353 شمسي دوره‌ي راهنمايي در گرگان دائر گرديد و پس از فوت استاد عبدالعظيم قريب آقاي دكتر عباس قريب فرزند ايشان از طرف خود و وكالتاً از طرف وراث ديگر خانه و باغچه‌ي پدري خود در گرگان را در اختيار وزارت آموزش و پرورش، براي ساختن يك دبستان و دبيرستان قرار داد. در محل مزبور يك دبستان شش كلاسه به نام «دبستان استاد عبدالعظيم قريب» و يك مدرسه راهنمايي به نام «راهنمايي استاد عبدالعظيم قريب» ساخته شد كه هم اكنون نيز دائر است. (15)

 

اولين نهاد آموزش عالي در گرگان

«آموزشگاه عالي جنگل و مراتع» اولين دانشكده منطقه گرگان بودكه اولين مؤسسه آموزش عالي استان گلستان نيز محسوب مي‌شد. اين نهاد فرهنگي در سال 1336 ش با يك دانشكده و يك آموزشگاه پي‌ريزي شد و از سال 1354 توسعه و گسترش فراواني يافت و به نام «مدرسه عالي منابع طبيعي» با رشته تحصيلي جنگل، مرتع و حفاظت خاك از اهميت بسزائي برخوردار گرديد. در سال 1360 بار ديگر تغيير نام يافت و با عنوان «دانشكده منابع طبيعي» تحت پوشش دانشگاه مازندران قرار گرفت. به سال 1367 براساس مصوبه شوراي گسترش دانشگاهها و مؤسسان آموزش عالي اين دانشگاه به انضمام آموزشكده گنبد قابوس كه در سال 1366 آغاز به فعاليت نموده بود، از زير پوشش دانشگاه مازندران خارج و از اين تاريخ با نام «مجتمع دانشگاهي علوم كشاورزي و منابع طبيعي» به فعاليت ادامه داد. (16)

تاريخچه نشريات، جرايد و روزنامه‌نگاري در گرگان

در منطقه گرگان (استرآباد) فعاليتهاي نشريات بعد از دوره‌ي قاجار همچون ساير شهرهاي ايران از جمله: تبريز، شيراز، رشت، تهران و .... سابقه‌اي غني و پربار ندارد. فقط در برخي از مقاطع تاريخي و آن هم به دلايلي همچون عوامل اجتماعي، سياسي و گاه فرهنگي اشخاصي اقدام به انتشار روزنامه نموده‌اند كه آن هم عمر بسيار كوتاهي داشته‌اند. در اينجا به ذكر تاريخ كوتاه  اين نوع جرايد از اواخر دوره رضاشاه (1320 ش) تاكنون مي‌پردازم:

«آسمان گرگان» سيد حسين حسيني، محل انتشار تهران

«اصناف گرگان» محمدابراهيم برادران

«اتحاد تراكمه» شماره يك آن در سال 1322 منتشر شد.

«شهريار» فاطمه طوبي گرگاني و حسنعلي گرگاني، هفته نامه سياسي و اجتماعي، يك بار متوقف شد و به جاي آن «نداي آزادي» را در دو دوره بين سالهاي 1325 تا

«خبرنامه»: نشريه ماهانه روابط عمومي دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان- اولين شماره آن فروردين ماه 1374 در 4 صفحه منتشر گرديد. (17)

راديو و تلويزيون و نقش آن در فرهنگ مردم گرگان

راديو در سالهاي جنگ جهاني اول و ورود روس به منطقه گرگان (1325 ش) شديداًمورد توجه عامه مردم بود، ولي چون هنوز رسانه‌اي فراگير نشده بود، در زماني كه اخبار جنگ از راديو پخش مي‌شد آنهايي كه راديو در اختيار داشتند آن را با صداي بلند روي طاق و پشت پنجره مشرف به كوچه مي‌گذاشتند و صداي آن را بلند مي‌نمودند تا مشتاقان

شخصيت‌هاي برجسته گرگاني

از ميان گرگاني‌ها افراد با استعداد و درستكار بسياري برخاسته‌اند كه در دوره‌هاي مختلف و به ويژه در دوره‌ي قاجار و پس از آن به مقام‌هاي دولتي مانند سررشته داري، لشكرنويسي، استيفاء و حتي وزارت رسيده‌اند و برخي نيز به مقام‌هاي علمي و فرهنگي دست يافته‌اند.

شخصيت‌هاي ديواني

حاجي ميرزا نصرالله مستوفي: ميرزا نصرالله مستوفي در سال 1298 قمري از طرف ميرزا يوسف مستوفي الممالك جانشين ميرزا هدايت الله وزير دفتر شد. وي در سال 1224 قمري كه مقارن سالن سيزدهم سلطنت فتحعلي شاه قاجار است متولد شده است. وي مستوفي اول ديوان اعلي كه گذشته از استيفاي چندين ولايت سمت استيفاي خزانه و منابطي اسناد خرج و به اصطلاح

شخصيتهاي فرهنگي گرگان

شمس العلما: حاج ميرزا محمدحسين ملقب به شمس العلما و متخلص به رباني از اساتيد فقه و اصول و حديث و تفسير بود. وي در سال 1262 قمري در گرگان متولد گرديد. تحصيلات اوليه‌ي خود را در قم به انجام رساند و مدت 3 سال در عتبات در محضر درس مرحوم ميرزا محمدحسن شيرازي و ديگر علماي عصر به تحصيل فقه و اصول پرداخت. در سال 1293 به عضويت

فخرالدين اسعد گرگاني: از داستانسرايان نامداري است كه در نيمه‌ي اول قرن پنجم هجري مي‌زيسته. و علاوه بر شعر در فلسفه و علوم نيز دستي داشته است. در زمان حكومت طغرل سلجوقي به شهرت رسيد و در اواخر حكومت همين سلطان يعني سال 446 ه.ق چشم از دنيا بست. از جمله منظومه‌هايش: شيرين و فرهاد- ليلي و مجنون- وامق و عذرا- ويس ورامين.

قابوس بن وشمگير: ابوالحسن قابوس بن وشمگير بن زيار ملقب به شمس المعالي مي‌باشد، وي از اميران سلسله‌ي زياري بود كه به شاعري و خوشنويسي معروف بود. در سال 367 ه.ق بعد از برادرش بيستون در جرجان به تخت نشست.

از وي آثار زيادي به جا نمانده

مهمترين اثر: ديوان اشعار

ميرداماد: تولد، 969 ه.ق       شهرت: فيلسوف و عارف توانا وفات: 1040 ه.ق

سيدابوالقاسم ميرفندرسكي: تولد 970 ه.ق                   شهرت: حكيم، فيلسوف، فقيه

وفات: 1050 ه.ق

ابوبكر عبدالقاهر جرجاني: شهرت: شاعر                         وفات: قرن 5 ه.ق

شكيبا:  تولد: 1328 ه.ش                                         شهرت: مجموعه‌ي آثار نقاشي‌هاي شكيبا

محمدرضا لطفي: شهرت: نوازنده و استاد

آداب و رسوم

مردم گرگان همچون مردم اقوام ديگر براي خود رسومي داشتند كه متأسفانه امروزه خيلي از آن آداب و رسوم رو به ورطه‌ي فراموشي نهاده شده‌اند. در اينجا به توضيح چندي از آداب و رسوم گرگاني‌ها در ايام نوروز مي‌پردازم كه امروزه نيز تا حدودي پايدار مانده‌اند. و بقيه آداب و رسوم نيز مختصر توضيح داده شده است. با توجه به نبود اطلاعات در اينترنت دست به دامان روش كتابخانه اي شده و كتابي با عنوان ضرب المثل ها، کنایات و باورهای مردم گرگان (استرآبادی)، نویسنده: اسدالله معطوفی، را مورد تفتيش قرار داديم تا مطالب فوق از آن حاصل گرديد:

سرزمین گرگان دارای فرهنگ و ریشه های عمیق تاریخی است و کتابی در این زمینه می‌تواند این فرهنگ غنی را برای مردم منطقه و کل ایران آشکارتر سازد. به علاوه، شناختن و شناساندن گویش‌ها و لهجه ها، ضرب المثل‌ها و کنایات باعث

به طور مثال: بعضی از کلمات مشترک مثل:

آب (زبان فارسی)، اُو (در گویش گرگانی، مازندرانی، خراسانی، افغانی و... مشترک است) (ص31)

در ضرب المثل های گرگانی به وفور می‌توان مصرع‌ها یا پاره هایی از اشعار شاعران محلی را یافت. نمونه آنها:

«بِچّه اَفعی کشته رِ نُگا داشتن خُل دیوانِگیِه» بر گرفته از سروده فردوسی: (ص14)

کُشی اَفعی و بچه اش پروری                    

ضرب المثل‌ها:

  • آب، آب را مي‌جويد و چاله گنداب را.
  • آدم بايد تا زنده است از دهنش و پس از مرگ از گورش آتش ببارد.
  • آدمي آه است و دم.
  • از نخورده بگير و بده به خورده كه خورده، خورده‌ دانش درد مي‌كند.
  • سير نخورده و دهن بو داده.
  • به هواي بچه، ننه‌ مي‌خوره كلوچه.
  • نان گندم، شكم فولادي مي‌خواد.

مراسم عروسی و عاروس تماشا

    دختر مخوای بگیری، مارِشُ نگاه کن.

    بارا عاروس گرفتن باس کَوُش و چادُر پاره کرد.

این شعار عروس یافتن اهالی استرآباد قدیم بود که برای پیدا کردن عروس، اولین اقدام غالبا در حمام، مسجد، روضه خوانی و عروسی‌ها انجام می‌گرفت. وقتی که دختر در نظر گرفته می‌شد، تحقیق اولیه را از دلاک حمام به خاطر سلامت جسمی، بعد همسایه ها، فامیل و ملاخانه انجام می‌دادند. بعد از انتخاب به خانواده دختر پیغام فرستاده و در اولین دیدار می‌گفتند: شتر ما در خانه تان خُسبیده. و اگر خانواده عروس می‌پذیرفتند، روز بعد زنان فامیل، عمه، خاله، زن عمو به خانه دختر رفته و بعد از خوردن شیرینی نذری به دختر و خانواده اش می‌انداختند

چهارشنبه سوری

در این کتاب به مراسمی مثل حاجی فیروز و خانه تکانی نیز اشاره شده است. لوازم خانه به ویژه فرش و رختخواب را در معرض آفتاب قرار می‌دادند که به آن افتو دادن می‌گفتند. روز قبل از عید را عرفه می‌گفتند و شب عرفه را سبزی پلو با ماهی و شب اول عید را رشته پلو می‌پختند. روز عرفه برای مرده‌ها توزیع خیرات مرسوم بود و در روز عرفه پختن پلو مرغ ممنوع بود. زیرا مرغ همیشه گرسنه است و اگر کسی بپزد تا آخر سال گرسنه می‌ماند و چند دقیقه به ساعت تحویل رشته را داخل آب گرم ریخته و آش رشته درست می‌کردند تا مثل رشته عمرشان دراز شود. شیرینی های مردم گرگان که امروزه هم هنوز رایج است، حلوا اماج، نون زنجبیلی، نون خرمایی که در کنار شیرینی‌ها و شکلاتهای عید حتما باید این شیرینی بر سر میز یا سفره عید باشد.

خرافات

برخی از خرافه های مردم گرگان در کتاب مورد نظر، اینگونه معرفی شده است:

مراسم آداب «بارش کند» با «چل کَل» که برای جلوگیری از باران های پی در پی، اسم 40 کچل را با مرکب روی کاغذی نوشته و رو به قبله به درختی می‌بستند و عده ای نام 40 کچل را به آتش می‌کشیدند. و برای باریدن باران اعتقاداتی مثل انداختن سبز یا انداختن سیری داخل آب و یا کشتن قورباغه داشتند.

برای رفع ماه و خورشید گرفتگی با قاشق یا چوب بر لگن یا ظروف می‌کوبیدند.

برای قطع باد، یکی یک دانه پسر

ماه رمضان

مراسم عین تمام ایران شامل افطار و سحر و مراسم شب احیاء و عزاداری و سوگواری است. ولی چیزی که در ماه رمضان ویژه گرگان است، اینکه بعد از افطار، به محل جگرکی‌ها رفته و جگرسیاه و سفید مخلوط می‌خورند.

محرم و عاشورا

تقریبا با شهرهای دیگر ایران تفاوتی ندارد.

دسته چوبی: شبیه زنجیر زنی است. به جای زنجیر، چوب است و مشعل هایی روشن کرده و عزاداری می‌کنند.

قمه زنی: که تا 1330 رایج بود

از آنجايي كه گرگان، شهرستاني 7 اقليم است، به سنتها و آداب مذهبي مانند عيد قربان (تركمن‌ها و قزاق‌ها) به دليل حجم بالاي آداب و رسوم هر يك از اقوام، پرداخته نمي‌شود.

آداب تحويل سال:

  • قبل از تحويل سال نو هيچ كس نبايد با كسي قهر باشد، چون بدشگون محسوب مي‌شود. بنابراين «كاسه هماده كردن» يعني پختن مثل آش، خوراكي و يا چند شيريني خانگي و فرستادن به خانه طرف مقابل، پيام آشتي مي دادند. اگر آن خوراكي پلو بود به آن «آشتي چلو» مي‌گفتند.
  • قبل از تحويل سال نو، به اندازه يك مشت بزرگ خمير درست مي‌كردند و لاي پارچه‌اي مي‌پيچيدند تا تبديل به خمير ترش براي پخت نان در سال نو بشود زيرا بدين گونه نر بركت خانه براي سال جديد مي‌افزودند.
  • داخل يك سيني مسي را با آب زعفران دعاي «يا مقلب القلوب.....» نوشته و سر سفره هفت سين مي‌گذاشتند تا پلو اولين نهار (روز اول عيد) را روي آن ريخته و صرف كنند اين كار علاوه بر افزايش بركت، سلامتي هم براي افراد خانه در سال نو مي‌آورد.
  • شگون عيد

    مردم استرآباد و روستاهاي اطراف آن، شخص مورد شگون را از ميان يكي از بچه‌هاي فاميل، همسايه و مخصوصاً يكي از فرزندان خود انتخاب مي‌كردند و وي را پيام‌آور سلامتي و بركت مي‌دانند. شگون پس از ورود به خانه بر سر سفره مي‌نشيند و با شيريني دهان خود را شيرين مي‌كند. تعدادي از خانواده پارچه شلواري يا جوراب به او هديه مي‌دهند. گاهي به همراه شيريني سر سفره هفت سين، يك ليوان شير نيز به او هديه مي‌شد.

    مراسم سمنو پزان: که امروز

    معرفي زبان به صورت دقيق

    زبان يكي از پايه‌هاي قوميت و استقلال يك كشور است. هنگامي كه كشوري مورد تاخت و تاز اجانب قرار مي‌گيرد، قوم فاتح در مرحله‌ي نخست سلطه‌ي خود را بر بخشهايي كه دسترسي به آنها آسانتر و موانع طبيعي در سر راه رسيدن به آنها كمتر است، گسترش مي‌دهد. در حالي كه در مناطق كوهستاني و دور از راههاي اصلي و عمومي ديرتر

    مردم گرگان حتي بي‌سوادها داراي يك نوع فرهنگ و ادب ويژه‌اي بوده‌اند كه آنها را از مردم ساير نواحي متمايز مي‌ساخته است علت اين امر يكي معاشرت و مجالست طبقات مختلف با يكديگر و ديگري بازگشت كساني كه مشاغل دولتي داشتند، پس از بازنشستگي به گرگان بوده است طبقه‌ي تحصيل كرده‌ي آن زمان اغلب در تهران و تبريز و اصفهان و شيراز و

    واژه‌هاي مصطلح در گرگان

    در اينجا تعداد كمي از واژه‌هايي به گويش گرگاني را براي نمونه ذكر مي‌كنم. اين واژه‌ها عبارتند از:

    آبگرمه: اشكنه             ادبار: ناتوان، لاغر                              اسپار كردن: بيل زدن

    آيزنه: شوهر خواهر        باد

    پي‌نوشت:

    1- مسيح ذبيحي، گرگان نامه، زير نظر ايرج افشار، انتشارات فرهنگ ايران زمين، تهران، چ اول، 1363، ص 29.

    2- عبدالكريم قريب، گرگان، نشر سهروردي، چ اول، تابستان 1363، ص 26.

    3- www.iran20.com

    4- www.gorganma.persianblog.ir

    5- كتاب اسامي دهات كشور، ج اول، اداره‌ي آمار و سرشماري، چ اول، 1329، ص311.

    6- راهنماي شهرستان‌هاي ايران (براي مهندسين مشاور، دفاتر دولتي و شركتهاي ساختماني)، انتشارات سازمان فار، تهران، اسفند 1345، ص 172.

    7- كتابچه راهنماي گردشگري استان گلستان، اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان گلستان، گرگان، اسفند 1389، ص 22.

    8- همان.

    9- www.tabnak.ir

    10- گرديزي، زين الانبار، به كوشش عبدالحي حبيبي، بنياد فرهنگي، ص 31.

    11- سعيد نفيسي، تاريخ تمدن ايران ساماني، ص 153.

    12- بروشور كاخ موزه گرگان، اداره كل ميراث فرهنگي،‌ صنايع دستي و گردشگري استان گلستان.

    13- www.gorgancity.ir

    14- عبدالكريم قريب، گرگان، ص 45.

    15- همان، 45.

    16- اسدالله معطوفي، تاريخ فرهنگ و ادب گرگان و استرآباد، مؤسسه فرهنگي و انتشاراتي پديده گرگان، گرگان، چ اول، 1376، ص 228.

    17- همان، ص 231.

    18- همان، ص 232.

    19- عبدالكريم قريب، گرگان، ص 60.

    20- همان، ص 66.

    21- بازديد از كاخ موزه گرگان، 7/1/90، ساعت 9 صبح.

    22- مصاحبه با خانم فروزان كوهكن، نسبت مادر، 2/1/90، ساعت 20.

    23- عبدالكريم قريب، گرگان، ص 98.

    24- همان، ص 120.

    منابع و مآخذ:

    1- مسيح ذبيحي، گرگان نامه، زير نظر ايرج افشار، انتشارات فرهنگ ايران زمين، تهران، چ اول، 1363.

    2- قريب عبدالكريم، گرگان، نشر سهروردي، چ اول، تابستان 1363.

    3- كتاب اسامي دهات كشور، ج اول، اداره‌ي آمار و سرشماري، چ اول، 1329.

    4- راهنماي شهرستان‌هاي ايران (براي مهندسين مشاور، دفاتر دولتي و شركتهاي ساختماني)، انتشارات سازمان فار، تهران، اسفند 1345.

    5- گرديزي، زين الانبار، به كوشش عبدالحي حبيبي، بنياد فرهنگي.

    6- كتابچه راهنماي گردشگري استان گلستان، اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان گلستان، گرگان، اسفند 1389.

    7- نفيسي سعيد، تاريخ تمدن ايران ساماني.

    8- بروشور كاخ موزه گرگان، اداره كل ميراث فرهنگي،‌ صنايع دستي و گردشگري استان گلستان.

    9- معطوفي اسدالله، تاريخ فرهنگ و ادب گرگان و استرآباد، مؤسسه فرهنگي و انتشاراتي پديده گرگان، گرگان، چ اول، 1376.

    10- بازديد از كاخ موزه گرگان، 7/1/90، ساعت 9 صبح.

    11- مصاحبه با خانم فروزان كوهكن، نسبت مادر، 5/1/90، ساعت 20.

    12- ضرب المثل ها، کنایات و باورهای مردم گرگان (استرآبادی،T نویسنده: اسدالله معطوفی، 240 صفحه، انتشارات ایمان، 1376.

    13- www.iran20.com

    14- www.tabnak.ir

    مشاهده محصول

    (با کلیک روی دکمه به سایت فروشنده منتقل می شوید)

    📥 مشاهده و دریافت فایل

    🏷️ برچسب‌های مرتبط:

    اجتماعي فرهنگي